صائب تبریزی

خیلی  خیلی این  شعر  صائب  تبریزی رو دوس دارم 


برا اینکه  یه دنیا مفهوم داره .....

 


 


پی نوشت :
منو ببخشین که همچنان نمیتونم بیام براتون کامنت بزارم خجالت
هنو مشکلم  حل نشده گریه 

/ 11 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیدمحمود رضوی

شعر فوق العاده ای رو انتخاب کردید. از خوندنش لذت بردم. اینم یه شعر برای یادگاری: دشمن جان منست آنکه دلم مایل اوست غیر من هیچکسی دشمن خود دارد دوست؟ نیست ممکن که کند یار نکو روی، بدی زانکه هر بد که کند یار نکو روی ،نکوست گر همه تیغ زند شاهد زیبا ،زیباست ور همه زهر دهد دلبر نیکو ،نیکوست دوست در بر چو نباشد چه شرف دارد عمر مغز در دانه چو نبود ،چه بها دارد پوست جنگ و صلحم چه تفاوت کند از جانب یار منکه یکسان بود اندر نظرم هرچه ازوست

علی

آدمی فقط در یک صورت حق دارد؛ به دیگری از بالا نگاه کند؛ و آن هنگامی است که بخواهد؛ دست دیگری که بر زمین افتاده بگیرد تا او را بلند کند...

پرچین خاطره

سلام عزیزم، شرمنده و عذر تقصیر بابت این غیبت طولانی، باور کن خیلی گرفتار بودم؛ یه وقتایی همینجوری پشت سر هم میاد، این شعر صائب فوق العاده بود؛ مشکل پرشین بلاگ هم یه وقتایی برای منم پیش اومده، درست میشه، [قلب]

به تقدس حضورت

سلام امیدوارم مشکلت حل بشه، از این موارد زیاد پیش میاد... ایشالا که مشکل جسمی و روحی نباشه[قلب] موفق الهی

sahar

عکس خودته جیگر......

الیاس

سلام درود بر شما [گل] √روے زمینے زنـבگے مے ڪنیم ڪـﮧ פֿــوבش رو " جو " گرفتـﮧ ! בیگـﮧ تڪلیـف آבماش معلومـﮧ..!!

مهدی

ببخشید یه سوال برام پیش اومد نظر لطفم به کی . شما یا شاعر[لبخند]

علی

غصه ی دوری دلدار مرا پیرم کرد غم هجران نگارم ز جهان سیرم کرد گریه کردم ز فراغت گل من باور کن که مرا غربت این شهر زمین گیرم کرد . . .