این مکالمه را بخوانید

امیدوارم بتونید بخونید !
و چشمای نازتون  اذیت نشه  !

حیفم اومد نزارم خب !

 


 

 

 

 

به درخواست  یکی از دوستان خلاصه این متن رو مینویسم . مث اینکه چشمشون اذیت  میشه برا خوندن متن :
 خدا  از بنده اش  عبادت  خالصانه میخواد ...یه چیزی مث نماز شب 
ما بنده ها هم که همیشه  بهونه هامون اماده و نقد  
اما خدای مهربونه ما  به  گفتن یه " یا  الله " بنده تو دلش موقع خواب راضی میشه و اونو مث یه عبادت  محسوب میکنه براش  

جمله ی آخرش گویای همه چیز هست :

بنده ی من  وقتی تو به نماز می ایستی
 من انچنان گوش فرا میدهم که گویی همین  یک بنده دارم 

و تو چنان غافلی که گویی صدها خدا داری 
 

/ 9 نظر / 14 بازدید
نقطه

خییيیییییییلییی قشنگ بود ومن با خوندنش شرمنده ی خدا شدم[ناراحت] ولی آدم نشدم[نیشخند] دلم برات تنگ شده بود سعیده جونم[قلب]

ویولون

به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصد ها ییست که خبر می آرند، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک . روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح،به سر تپهی معراج شقایق رفتم پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است: تا نسیم عطشی در بن برگی بدود، زنگ باران به صدا می آید. آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست. به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من.

هادي يوسفي(گروه وبلاگ نويسي لبخند ايراني)

خدا به خاطر همه مهرباني هات ممنون خدا به خاطر همه نامهرباني هام معذرت خدا به خاطر همه نعمت هات ممنون خدا به خاطر همه ناسپاسي هام معذرت چقدر هووامون داره خدا فقط خودش ميدونه[شرمنده]

پرچین خاطره

شبی عارفی با خداوند مناجات می کرد و مشغول نماز و عبادت بود. هاتفی خبر دادش که آهای شیخ خواهی آنچه از تو میدانیم به خلائق گوییم تا سنگسارت کنند؟ شیخ بگفت : ” خدایا خواهی آنچه از کرم تو می بینم و از مهربانیت میدانم با خلق گویم تا دگر کسی تو را سجود نکند؟” ندا آمد که : ” نه از ما ؛ نه از تو!” زاهـد به کـرم، تو را چو ما نـشـناسـد ........ بیـگـانه تـــو راچـو آشــنا نـشـناســد گـفتی کـه گـنه کـنی به دوزخ برمـت ......... این را به کسی گو که تو را نشناسد (دیوان ابوسعید)

پرچین خاطره

سلام عزیزم؛ عباداتت قبول درگاه حق مطلب خیلی قشنگی بود این میلاد فرخنده رو هم تبریک عرض میکنم و التماس دعای فراوان دارم[قلب][گل][گل]

سیدمحمود رضوی

چه مي شد اگر هيچ كاري نمي شد ؟ نگاهي اسير نگاري نمي شد چه مي شد كه دل را نمي آفريدند ؟ و يا عشق در قلب جاري نمي شد چه مي شد كه دلها به يغما نمي رفت ؟ كسي در كمين شكاري نمي شد چه مي شد كه در اجتماع گلستان علف جاي گل سر شماري نمي شد ؟ چه مي شد به جاي شقايق در اين باغ گياهان هرز آبياري نمي شد چه مي شد حرامي نمي بود در باغ ؟ به گلچين بي رحم ياري نمي شد چه مي شد كه صياد و دامي نمي بود ؟ قفس جايگاه قناري نمي شد چه مي شد براي فريب درختان زمستان هوايش بهاري نمي شد ؟ چه مي شد سيه ماهي كوچك ما گرفتار در جويباري نمي شد ؟ چه مي شد كه ميخانه ها باز مي شد ؟ عسس دشمن ميگساري نمي شد چه مي شد كه سيبي نمي چيد دستي ؟ هوس مايه ي بد بياري نمي شد چه مي شد كمي فكر مي كرد آدم ؟ و اسباب اين شرمساري نمي شد سر سنگ نادان اگر مي شكستند دل آينه زخم كاري نمي شد دروغ است كيوان و ناهيد و پروين اگر دل نمي خواست، كاري نمي شد

مهدی

استادهای تنبل وقتی می خوان دانشجو رو بترسونن چی میگن؟؟؟؟ بچه ها زیاد بنویسید نمیخونماااا مختصر و مفید بنویسن شما هم همین کارو بکن چکیدش رو بالاش بنویس[لبخند]

مهدی

همشو با شما بودم ولی آخریشو با خود خود شما بودم[لبخند]