میخواهم عاشقی کنم

می خواهم بدوم 


بخندم 


با خودم حرف بزنم 


حتا اگر هزار چشم 


از پشت شیشه های کدر 


و پنجره های دوجداره زل بزنند به من 


می خواهم دیوانگی کنم 


از تمام خط کشی ها بگذرم 


و پشت هیچ علامتی نایستم 


و ایستاده با چشم های باز خواب ببینم! 


یادم باشد این بار اگر سیبی از شاخه افتاد 


پیش از آن که مقهور نیوتن شود گازش بزنم 


می خواهم عاشقی کنم ...

/ 8 نظر / 24 بازدید
صالح

چرا نمیتوان عاشق بود و از معشوق انتظار نداشت؟ چرا امروزه ادعای عشق داریم باید در عشق حل شوی بی انتظار تا نام خود را عاشق بگذاری... آری بی پروا فریاد کن و بی حد و مرز پرواز کن , اما نه برای دیده شدن..

صالح

اولین سیب را سیر گاز بزن... دومی را بو بکش.. سومی را در رنگ و شکلش بیاندیش... چهارمی را مست شو.. پنجمی خودش به دامانت می افتد... ششمی بی نگاه تو نمی افتد و الباقی... تو کاملترینی همه در جستجوی تواند تا کمال... خود را آبستن هر نسیمی نکن

مهدی

متنای قشنگی میذاری همکلاسی....مرسی. راستی همکلاسی تو میدونی گربه ها شبا کجا میخوابن؟!

تنهاترین مریم

سلام عزیزم هر سوالی داشتی بپرس خوشحال میشم کمکت کنم ممنون دعا کن عروس شم ماه عسل بیام شمال[ماچ] راستی من پارتی چت میرم خوشحال میشم یه روز هماهنگ کنیم بیای با هم حرف بزنیم دوسته خوبم[قلب]

sahar

سلام وبلاگ خیلی زیبایی داری....[قلب]مخصوصاsای ک گذاشتی...

آزیش

سخته [ناراحت] اما زیبا