نفســــــــم ...

نفســـــــم....!

وقتی می گویم نفســـــــــم !
بی شک
در هر نفســـی که میکشم
 تو هستی
حضورت هست
یادت  هست 
عشقت هست
دوست داشتنت هست

مگر بی تــــــو می شود ؛ بود ؟ !

حالا هم اگر خودت نیستی ؛ امید آمدنت که هست ...
همین یعنی بهانه و امید زندگی برای مــــــن  

زندگی بی تو را  قبل  از آمدنت تجربه میکنم ....
حکایت ماه و برکه  است .... دور از هم و در دل هم  
مگر غیر از این است که  خدا از ازل ما را برای هم  خلق کرده !؟
و چه معنای شیرینی می یابد لحظه های زندگی از وقتی بیایی و باشی و نفس کشیدنمان را با هم شریک  شویم  

ای عشق تویی نقطه ی پرگار وجودم !

 

عزیــــــــزم ....!
حالا که نیستی
نبودنت  غمارو  یکباره  رو سرم خراب میکنه

 

بهـــــونه ی بیدار شــدنم ....
امشب هم  بدون من  برای تو ...و بدون تو  برای من  به  صبح  می رسه
و یک از هزارانِ عمر ما میگذره ....
تو بخواب .... قول میدم  مراقب باشم  تا یه مو هم از سر قاصدک  رویاهات کم  نشه ! 

 

  خداوندا ...کـــــسی را برایــــــم بیافــــــرین تا در او  بیــــــارامم 


از خودمقلب

/ 17 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
zahra

خـدایـــــــا ! گوش کن به التماس های دلم.... شرمسارم که با حال مستی به سوی تو کرده ام ... دست نیاز مرا گوش کن ..... مرا بپذیر ......... کــــــه جـــز تـــــــــــو نــــدارم قبـــــــله ای برای نمــــــاز....

سیدمحمود رضوی

آنكه بر خوان غم عشق تو مهمانم كرد خاطرش شاد كه شرمنده ی احسانم كرد گفته بودم كه ننوشم می و عشرت نكنم فصل گل آمد و از گفته پشیمانم كرد جان من از مرض عشق بفرمان تو شد نازم آن درد كه شایسته ی درمانم كرد هدهد باد صبا نامه ی بلقیس وشی بر من آورد و از آن نامه سلیمانم كرد آنكه از برگ گلش خار خلد بر كف پا چشم بد دور كه جان سر م‍ژگانم كرد گر دلت سنگ بود میشود از غصه کباب گر بگویم که فراق تو چه با جانم کرد دوش از زلف شكن در شكنت باد صبا بسكه آشفته به من گفت پریشانم كرد بی تو ای غنچه دهانسیر گل و گردش باغ غنچه سان، تنگدل و سر بگریبانم كرد آفرین بر قلم شهد فشانت "آتش" كه ز شیرین سخنی شهره ی ایرانم كرد

سیدمحمود رضوی

آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت * دل من بود که آمد به شما سر زد و رفت

سیدمحمود رضوی

« توصیه ای به جوانان » امام على عليه السلام: يا مَعشَرَ الفِتيانِ، حَصِّنوا أعراضَكُم بِالأَدَبِ ودينَكُم بِالعِلمِ؛ اى جوانان! آبروى خويش را با ادب (تربيت) و دين خويش را با دانش نگه داريد. تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۲۱۰ / علم و حكمت: ج 1 ص 364 ولادت حضرت علی اکبر (ع) و روز جوان مبارک

نقطه

سعیده چرا آنقدر دیر به دیر پست میذاری خو[زودباش][منتظر]

پرچین خاطره

آقا بیا بخاطر باران ظهور کن مارا از این هوای سراسیمه دور کن وقتی برای بدرقه عشق می روی از کوچه های خسته ی ما هم عبور کن میلاد نور مبارک و التماس دعا[گل][گل][گل]

سیدمحمود رضوی

تنها از سکوت تو پیش از آن که سخن گویی هر آنچه را که باید ، در می یابم بی آنکه واژه ای از تو بشنوم در سکوتت هر نغمه ای که آرزو می کنم به گوش می رسد

سیدمحمود رضوی

آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت * دل من بود که آمد به شما سر زد و رفت

سیدمحمود رضوی

وقتی راه رفتن آموختی ،دویدن بیاموز.وقتی دویدن آموختی،پرواز را راه رفتن بیاموز،زیرا راههایی که میروی جزئی از تو میشودو سرزمینهایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند. دویدن بیاموز،چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زود باشی دیر. و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی،برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی...