خلوت من و عشق مقدسم ... هیس !

برای رسیدن به خـــدا ؛ مردونه بـــا شیـــطان بجــــنگ

چند روز پیش با خواهرم داشتیم عکسای توی آلبومم رو  نگاه میکردیم ...

"آلبوم" ! چه کلمه و  یادگاریه  نوستالژیکی......!

خیلی وقته دیگه هیچ عکسی رو مث قدیما "چاپ" نکردم..از وقتی این گوشی های با کیفیت  اومده و  کامپیوتر لپ تاب و تبلت و این  جور چیزا ؛ دیگه کمتر پیش میاد که نه تنها من بلکه خییییلی از کسایی ک میشناسم بخوان عکسشونو "چاپ"  کنن و بزارن  تو آلبوم 

موبایل و  کامپیوتر و لپ تاب و  بلوتوث و..... جای تموم این چیزارو گرفته 

ولی هیچی به شیرینیه دیدن  آلبوم نیست ....

من و خواهرم   هر عکسی رو  که نگاه میکردیم  حول و حوش یه ربع داشتیم راجع به اون عکس و اون خاطره حرف میزدیم ! و واقعا  برامون  شیرین و خاطره انگیز بود ....

آخ یادش بخیر واقعا 

آخرین عکسایی که تو آلبوم بود و به عبارتی"چاپ" کردمشون  برا  دوران  دبیرستانم بود...پیش دانشگاهی ! بچه های همکلاسی و  معلما و کلاسمون و  حیاط مدرسه و مسیر  مدرسه و  از اون قدیمی تر  حیاط خونه قبلیمون و  صورت  بچه گونه من و خواهرم  و ...... 

یادش بخیر واقعا ....

ایکاش دوباره این آلبوم دیدنا و عکس چاپ کردنا احیا  میشد !! 

یه  شعری هم  صفحه ی اول آلبومم نوشته  بود ....چقد خطم با الان فرق میکرداااااا !

شعره این  بود : 

 

به نام یگانه ی هستی بخش...به نام  او 

 

دیدگانم همچو دالان های تار 

گونه هایم  همچو مرمرهای سرد 

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود 

من تهی خواهم شد از فریاد و درد 

مرگ من روزی فراخواهد رسید 

روزی از این تلخ و  شیرین  روزها 

روز پوچی همچو روزای دگر 

سایه ای ز امروزها و  دیروزها 

 

دوستدارتان" S 

نوشته شده در ۱٥ فروردین ۱۳٩۳ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |


آخرين مطالب
» برای عشق صبورم
» نماز
» متشکرم عشقم
» به یاد شهدای غواص
» حرفای دلم
» بازی من و خدا .....
» گناه نکنیم
» خدای خوبم ؛ ممنونم ازت
» چند تا دعا توی یه آیه
» هر ثانیه مدیونتم

Design By : RoozGozar.com