خلوت من و عشق مقدسم ... هیس !

برای رسیدن به خـــدا ؛ مردونه بـــا شیـــطان بجــــنگ

زوزه ی مرموز گرگ، سرمای استخوان سوز شب، باریدن سنگین و بی صدای برف

ساعت هنوز به 10 نرسیده ....اما همه جا تاریکه ..همه جا  ساکته ....

انگار همه تو خونه هاشون لولیدن تا انتظار مبهم شون برا تموم شدن  این دونه های سفید و ساکت  سر برسه

من تو اتاقم  با یه چراغ روشناییه کوچیک و سیار نشستم کنار بخاری ....گرمـــم

دلم میخواد الان بزنم بیرون و با دختر همسایمون "فریده " شریک درست کردنه یه آدم برفی بشیم و برا خودمون ثبت کنیم  تو اذهان هر کی که بی تفاوت رد میشه ازش و کلا  نسبت به این  برف و زمستون احساسی نداره و فقط  همیشه "سردشه "

اما...امشب...الان.... تاریکه

دختر همسایمون هم خوابه انگار ...شایدم مث من نشسته تو تاریکی اتاقش و  به  برف امروز و الان فکر میکنه

تنها نیستم الان ....مدارای شکوهی همدمم شده ...صداشو خیلی دوس دارم

هم آهنگ با این آهنگ تکرار میکنم حرفای دل نازکم رو

راستی دل نازکم یه دل سیر گریه ی بی دلیل میخواد تا آروم بگیره  و حجم بغضش کم بشه ...کوچیک  بشه

بغض دیگه تا کِی ؟

درسته که هوا سرده ...

دل اما باید گرم باشه

گرم  باشه ...ولی به چی ؟ به کدوم دلخوشی ؟ به کدوم شوق و ذوق ؟به کدوم فکر خوشایند و شیرین ؟ که راضیم کنه گرم  باشم ؟ !

هوا سرده...دلم هم یخ زده

باید با چیزای کوچیک گرمش کنم...به چیزای کوچیک اما مهم  و الّا با دل یخ بسته ام  چیکار کنم ؟

شاید اونوقت دیگه دیده نشم ...حس نشم

احساست که بمیره ؛ توام کم کم پاک میشی از  همه جا

باید گرمش کنم...دلمو میگم...این یه اجباره

حس خوبیه  وقتی به دلایلِ مضحکِ ناراحتی و بغض هات پوزخند بزنی و بگی :گور بابای غصه خوردن و تولاک بودن و همین  یعنی یه خوشحالیه کوچیک اما عمیق

حس خوبیه  وقتی هیشکی نباشه برای درد و دل کردن اما خودت پای خودت بایستی و بگی من هستم...خدا هست ...پس برام همین بسّه

محکم باش دختر....لبخند بزن...عمیق لبخند بزن تا به جونِ لبت بشینه و خودت حس کنی برامدگیه گونه هات رو

حس خوبیه وقتی ...همین اکنون ..همین حالا چشمات رو ببندی و بگی من خوشبختم " چون غصه های دلم نیومدند که بمونن...اومدن که برن "

مگر نه اینکه هر اومدنی یه رفتنی هم داره  پس غصه هم میره

حس خوبیه وقتی ؛ قلم و کاغذ  و دلِ خوش میشه  علتِ حالِ خوبت

مثل حالِ خوبِ الانِ من

مثل دلِ سبکِ الانِ من

ایکاش یه تیکه از این آسمون برام روز میشد الان تا بتونم برم آدم برفی درست کنم....اماایندفعه دیگه "تنها " و بعدم شال آبیم رو بزارم رو گردنش و بگم ....آدم برفیه  زمستونِ گرمِ امسالِ من؛ دوستت دارم

پ.ن

دلم وقتی گفت بنویس

وقتی شروع به  حرف زدن کرد ساعت هنوز به 10 نرسیده بود

حالا که حرفاشو گفت و نوشتم و جفتمون سبک  شدیم ؛ ساعت از 11 هم گذشته

عجب خلوت شیرینی داشتیم  من و دلم دوتایی تنهایی باهم ...خیلی چسبید

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

قالب جدیدم مبارک

 

 

S

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢٢ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

تو تنهاییه خودم غرق بودم که یهو حضورش رو حس کردم

روبروم نشست

از چشماش معلوم بود که فهمیده که دلم گرفته

انگشتاشو تو هم گره زد و خیره  شد بهم و گفت  ؛ بگو

بریز بیرون هرچی تو دلته ، هرچی که  انقد سنگینت کرده

یادته که به هم قول دادیم !

بگو عزیزم

بدون هیچ حرفی چشمام رو بستم و چشماش رو با خودم تصور کردم

اشکم در اومد ...بی اختیار بش گفتم : دوستت دارم مهربونم

یکی دوبار پلک هاشو بازوبسته کرد ...نگاهش مث همیشه آروم بود و لبخندش مث همیشه مهربون

آروم گفت : منم دوستت دارم

منتظرم

هروقت میخوام باهاش حرف بزنم چشمامو میبندم ...اینجوری آرومترم

یه عالمه از آدمای عجیب و غریب و دورو و نامهربون اطرافم براش حرف زدم و گله کردم

لعنتی....بازم که اشکم در اومد

منتظر شد تا گریه ام  تموم شه ...همینجوری آروم بهم نگاه میکرد

تو چشماش که خیره شدم  آروم شدم و  قوت گرفتم

حرفام تمومی نداشت......انقد گفتم و گفتم تا دیگه نایی برام نموند

دلم میخواست همون لحظه بغلم کنه ، بدون هیچ حرفی !

اما خودشو بهم نزدیکتر کرد  و گفت :

اینهمه حرف زدی ، اینهمه شکایت کردی، اینهمه به همه توپیدی و همه رو مقصر بد بودن حالت جلوه دادی ؛

امّا ...

امّا حرفی از من نزدی !!!

یعنی من هیچ نقشی تو شاد بودن و خوب بودن حالت ندارم ؟ !

من کجای زندگیتم اصن ؟

میدونی ؛ من تورو خیلی خیلی خاص و متفاوت با بقیه دوس دارم !

پس من + تو میشیم یه دنیای شاد و شیرین و دونفره !

تموم اتفاقای خوب رو برات رقم میزنم

منتظر باش تا روزای خوبت بیان سراغت ...

هدیه ی من به تو همیناست که شاید هیچوقت بزرگیش به چشمت نیاد !

از خدای تو به تو مهربونتر مگه کسی هست ؟

گفتم نه .....نه خدای صبور و مهربونم ...

فقط تـــــو

دوستت دارم خدا جونم ** ممنونم از اینهمه آرامش

 

تا خدا هست ، به خلقش چه نیاز

میکشم ناز یکی ، تا به همه ناز کنم

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢۱ساعت ۱٢:٥۳ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

***

 

یـــــادت پرچــــــم صلحــــــی ست میــــــان شـــورش اینــــهمه فکــــــــــر ....!

 

***

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢۱ساعت ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

خوشاینده وقتی بعد از مدت طولانی با استادت حرف میزنی*** استادی که  کلی خاطره داری باهاشوقتی دانشجوش بودی** از کلاسش * از درسش* ازامتحانش و نمره هاش*از تیپ ظاهریش و اخلاق باطنیش

خوشاینده وقتی چندتا از همکلاسیای دوران دانشگات رو پیدا میکنی *** مث من که دوتا از همکلاسی های دوران دانشجوییمو پیدا کردم خیلی یهویی

خوشاینده وقتی خبر ازدواج یکی از دوستای صمیمی ات رو میشنوی***مث من که  دوست  دوران دانشجوییم یکی دوهفته ست ازدواج کرده

خوشاینده وقتی چند روز دیگه  جشن عروسیه یکی از دوستاته و توام دعوتی

خوشاینده وقتی منتظر اتفاقات خوبی هستی که براش کلی برنامه ریزی کردی(اگه  ضدحال نخوریم و  به هم نخوره )

خوشاینده وقتی آدمایی رو که اطرافت هستن رو از ته دل دوست داری و در مقابل اونا هم برای احساست ارزش قائلند و قدرتو میدونن

خوشاینده وقتی همیشه حالت خوبه ***همیشه  به همه انرژی مثبت میدی و نبودت همه جا حس میشه

خوشاینده وقتی هوا ابریه و  بارون میاد و  دریا طوفانیه؛ بری لب ساحل و موجای لجوج دریا خودشونو بکوبونن به صورتت

امّا

اصلا حس خوبی نیست خبر جدایی یکی از دوستات رو از همسرش بشنوی ...

اصلا حس خوبی نیست بود و نبودت فرقی نداشته باشه برا بعضیا 

اصلا حس خوبی نیست موج منفی ر به ر بیاد سراغت و انگیزه ات رو خنثی کنه

اصلا حس خوبی نیست برا دیدن و بودن با کسی برنامه ریزی کنی و کلی هم ذوق داشته باشی اما همه چیز یهو به هم بریزه

اصلا حس خوبی نیست که تو عالم تنهاییت یکی مزاحمت بشه

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٩ساعت ۸:٥٥ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

طبق تصمیم گیریه حکیمانه ی سازمان محترم سنجش یک هفته کنکور ما به تعویق افتاد

یک هفته استرس تمدید شد ...

یک هفته تحمل کردن کتابا تمدید شد 

یک هفته  نق نق زدن من  هم تمدید شد 

یک هفته تموم برنامه هایی که چیدم به تعویق افتاد

خب ایشالا که خیره ...!  :)

حالام که اینجام اومدم بگم که قصد انجام چه برنامه هایی رو دارم ...یا بهتره بگم  برا وبلاگ چه برنامه هایی دارم

1. یکی دوتا دلنوشته دارم که  دوس دارم حتما بنویسمش اینجا---چندشب پیش گفتمشون دلنوشته هامو خجالت

 2. یادگاری های نوشته شده کتابای کنکورم که  تو این یکسال توشون نوشتم رو میخوام بنویسم 

3. سفرنامه اصفهانمون که با بچه های دانشگاه رفتیم تو سال 1387 رو به صورت چندقسمت دنباله دار میخوام بنویسم 

4. کلی مطلب ازینور اونور دارم که میخوام بنویسم 

5. خاطره ی روز کنکورمو میخوام بنویسم 

6. دارم میرم تهران ....خاطره های تهران رو هم حتما مینویسم چون قراره خیلی بهم خوش بگذره "انشالله" 

7. فعلا دیگه چیزی یادم نمیاد 

خدا عمری بده و باشیم تا همشو بنویسم قلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ساعت ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

 

 

 

 

حالا اگه بگید کدوم عکسه قشنگتر افتاده ممنون میشم 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ساعت ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

اطلاعیه مهم سازمان سنجش آموزش کشور درخصوص تعویق زمان برگزاری آزمون کارشناسی ارشد سال 1393

براساس گزارشات واصله در رابطه با شرایط نامساعد جوی در اغلب استانهای کشور و درخواست داوطلبان و خانواده­ های محترم آنان، مسؤولین محترم استانی، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی و هماهنگی بعمل آمده با وزارت محترم کشور  در رابطه با عدم امکان حضور داوطلبان یا مشکلات حضور به موقع در حوزه­ های امتحانی، سازمان سنجش آموزش کشور به منظور رفاه حال داوطلبان ترتیبی اتخاذ نمود تا آزمون کارشناسی ارشد سال 1393 به ترتیب طی روزهای

چهارشنبه 23 ،

پنج­شنبه 24 

جمعه 25 بهمن­ ماه

برگزار گردد. اطلاعیه تکمیلی این سازمان ساعت 14 روز شنبه 19 بهمن­ ماه از طریق سایت سازمان به اطلاع داوطلبان خواهد رسید.

 

نمیدونم الان برا این خبر خوشحال باشم یا  حرص بخورم ...خنثی

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٥ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

سلام

آخ اگه  بدونین چقققققد حرف تو دلم تلمبار شده ک میخوام بگم .......اما وقت نمیکنم

چهارشنبه روز استراحتمه ...اخه امروز کارت ورود به جلسه ام رو گرفتم .پنجشنبه 8 صبح کنکور دارمممممممم

اون موقع میام هم یه عالمه عکسای خوشگل از برف این چند روز  میزارم هم چند تا چیز مینویسم یه کم دلم وا شه

مخلصییییم حسابی

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٤ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

خــدا مـرا از بــهـشـت رانــد
از زمــیـن تـــرســــانـد

شــمـا مــرا از زمــیـن رانــدیــد
از خـــدا تــرســانـدیـد

مــن ایـنـک در کـنـار شــیـطان آرام گـــرفـتـه ام
کــه نـه مـــرا از خــویـش مـــی رانـــد
و نـــه از هــیـچ مــی تــرســـانـــد …

احمــــــــــد شــــــاملـو

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٤ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

انقده  سرد  بود که با وجود دستکش تو دستم بازم  دستام میلرزید

و نمیزاشت عکس بگیرم ..... مژه

نیشخندهه حالا نمیدونم واسه این برف خوشحال باشیم تا  قندیل ببندیم نیشخند

اینم یه عکس دیگه از درخت پرتقالمون که لباس عروس پوشیده نیشخند

شدت برف رو توروخدا عینک

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٢ساعت ٥:۳۱ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

شما هرگز یک دزد را به خانه تان دعوت نمیکنید...

پس چرا اجازه می دهید

افکاری که شادی شما را می دزدند
در ذهنتان سکنا گزینند ؟

 


نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٢ساعت ٤:٢۳ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

دیشب  که نم نم برف می بارید اصن فکرشم نمیکردیم که انقد زیاد شه و دوباره بعد از 7 سال برف ببینیم 

آخرین بار سال 85 بود که اینجا برف اومده بود ......

شمال فقط بارون میاد ....برا همین حالا که برف رو دیدیم همچین یه جورایی ذوق زده ایم و کلی  برف بازی کردیم با  بابام  و داداشم ....

اینم  یه عکس که  بخاطرش خیلی ب زحمت افتادم و  گرفتمش 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٢ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند

پر از حس های خوبند

پر از حرف های نگفته اند

چه هستند .. هستند و چه نیستند .. هستند

یادشان .

خاطرشان.

حس های خوبشان

آدمها ..

بعضی هایشان ..

سکوتشان هم پر از حرف هست

پـر از مرهم به هر زخم است

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٢ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

سلام !

امروز  حالم خیلی خوبه ....خیلی

بارونم همچنان داره با شددددت میباره و  حسابی سررررد شده و تازه فهمیدیم الان فصل زمستونه

دیشبم یه شب بکر بود برام ...

این جمله رو  به  زیر عنوان وبلاگم امروز اضافه کردم چون شدیدا بش معتقدم :

بـــرای رســـیدن به خـدا  مردونـه با  شیطان بجنـــــــگ

 

یه شعری  هم همش  تو  ذهنم هست و باخودم گهگداری زمزمه اش میکنم :

 

یک  نقطه فرق است  بین  رحیم و رجیم

بترس از نقطه ای که  شیطانی ات کند ....

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱۱ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

نم نم بارون مبدل شده به یه بارونه  تند و شدید و پرسروصدا هورا

آخ که چقد دلم میخواد با صدای بارون بخوابم ...آآآخخخ

جاتون خالی

امشب  رادیو گوش نمیدم ...میخوام به صدای بارون گوش کنم ...فکر کنم به همه چیز ؛ به خودملبخند ...این روزام و  لحظه های سگیخنثی ، به کنکورم ،یول به یه آدم نسبتا خاص و حرفاشمژه و به تصویر  گوشیمماچ

شبتون خوش

ساعت 1:35 دقیقه بامداده....خیلی دیروقته

بای بای

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱۱ساعت ۱:٢۸ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

قبل از اینکه  شروع ب نوشتن کنم دنبال یه عنوان میگشتم تو ذهنم که  بالاخره به یه نتیجه ای رسیدم "هوای حوصله سرد است "لبخند اما خیلی اتفاقی صدای نم نم بارون توجه منو ب خودش جلب کرد ..با خودم گفتم حیف نیس جای این بارون  آرامبخش در مورد بی حوصلگی هام بنویسم ؟لبخند

رفتم بیرون ..بععععله عجب آرامشی تو آسمون بود با اون نم نمای قشنگ بارونهورا

یه خورده  نگاش کردم و یه چیزی تو دلم گفتم قلبو  برگشتم که بنویسم ....حالا دیگه عنوان مطلبم شد " نم نم بارون "مژه

مدتیه بی حوصله ام ....تو دلم بهونه گیر شدم اما صداشو در نمیارم ...هیـــــــــس ! خنثی

اصن شده تا حالا با گوشیتون درد و دل کنین ؟ مژهشده تا حالا برا اینکه بغضتون نشکنه لباتونو محکم گاز بگیرین و یه اهنگ مزخرف شاد رو به زور گوش کنین تا  اظهار به خوب بودن و شاد بودن کنید ؟ناراحت شده تا حالا به خدا بگی : خدایا میبینی من چقد تنهام ؟ ناراحتچرا جز تو هیشکی رو تو دنیا بین اینهمه آدما رو ندارم واسه خودم ؟ناراحت شده تا حالا  ؟!!

نمیدونم چمه ؟

مامانم میگه استرس کنکور داری ! اما من استرس ندارم اصن که البته علتش رو هم نمیدونم مژه

بابام میگه  از " بی کار"  بودنته ! باید یه کاری برا خودت دست و پا کنی ! مژه

اما خودم میگم : من هیچیم نیست خنثی

اما چرا اینجوریم پس ؟ چرا آروم نیستم ؟ چرا  تو دلم غلغله ست ؟ چرا  وقتای  اذان دلم انقد میگیره و دوس دارم گریه کنم ؟ چرا هیشکی نیس ک بتونم راحت باهاش حرف بزنم ؟چرا همش دوس دارم همیشه و همه جا پر از سکوت باشه ؟

من چمه ؟

این عکسو خیلی دوس دارم ....حس خوبی بهم میده یه جورایی؛ برا همین گذاشتمش رو تصویر زمینه موبایلم و  ممکنه در روز  100 دفعه نگاش کنم و  بخاطر حس خوبم بش لبخند بزنم لبخند این عکس بهم امید میده ....برا همینه که الان  بهترم نسبت به امروز ظهر و غروب لبخند

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱۱ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

امروز  که بیدار شدم یاد خواب آخریه  وحشتناک دیشبم افتادم "وای خدا اون پسره کی بود دم در خونمون با اون لباس  ژنده و  ترسناک " تعجب معنیه حرفایی که تو آیفون بهم گفت چی بود ؟"نگران خدای من اینا دیگه کی اند ک تو خوابمون ظاهر میشن ؟ ینی قراره تو واقعیت هم ببینم این جناب لولو رو ؟خنثی

بگذریم بابا ...لولو رو آب برد زبان

من پشت کنکوریه ارشدم... امروز که 10 بهمنه...من یکی از این سه روز امتحان دارم "16-17-18" بهمن مژه

13 بهمن کارت ورود ب جلسمون رو میدن هیپنوتیزم

بعدشم  این روزا  جز  مهلت ثبت نام برا کنکور دانشگاه آزاد هم هس....تا 15 بهمن فرصت دارم .هنو نمیدونم ثبت نام کنم عایا یا نه ؟متفکر 50 تومن پول ثبت نامشه ....انقد زورم میاداز خود راضی

ایکاش یکی نازل میشد بهمون مشاوره بده نیشخند

از اینم بگذریم

یه کم درس خوندم...الانم میخواستم رو تستام کار کنم که گفتم یه انتراک یه ربعی به خودم بدم بعد برم سراغ تستای محترم و پدر درآر سبز

سرظهر یه کم معده امم درد میکرد ..علتش رو ازش (معده ام ) جویا شدم نیشخند؛جوابی نداد تا اینکه الان  بهم گفت  دیگه درد نمیکنم (معدم رو میگم )نیشخند

دیگه ما بریم درس بخونیم ...بازم میام قلب

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٠ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

الان ساعت 00:45 بامداده روز 5شنبه ست لبخند

10 بهمن تولد  دوستمم هست - ساناز قلب ماچ*** عزیزم تولدت مبارک ..الهی کنار  نامزد گلت  "حسین" خوشبخت بشی قلبقلبقلب

حالا قراره صبح یا  بش زنگ بزنم یا  اس بدم و  تبریک  بگم  تولدش رو لبخندبغلماچ

الان من با هندزفری گوشیم دارم  رادیو جوان گوش میدم..."اینجاشب نیست"گوینده اش هم  "حسن اسماعیل پوره" که 4 هفته هم  غیبت داشت و  افسردگی گرفتتمون...خنثی

اما الان دیگه  خیلی خوبم ...چون کلا این برنامه خیلی شاد و پرانرژیه...منم که  همه جا دنبال انرژی ام نیشخند

بهتون توصیه میکنم چهارشنبه از  12 شب تا 2 وقت بزارید و این برنامه رو گوش کنین مژه

موضوع برنامه امشبم اینه که  گزینه های روی میزتون چیه برا انجام دادن ؛ منم اس دادم و نوشتم  قبولیم تو کنکور ارشد و  ازدواج خجالتنیشخند

در کل امشب خیلی خوووووووبم ...خیییییییییییییلی هورا

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٠ساعت ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٩ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ توسط پرشین بلاگ نظرات () |

سلام

من اومدم با کلی انرررررژژژژی مثبت

دختر گرمی ام...روحیه ام هم خیلی بالاست

امیدوارم دوستای خوبی پیدا کنم کنار خلوت یه نفره ام

فعلا ...

بازم میام

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٩ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |


آخرين مطالب
» برای عشق صبورم
» نماز
» متشکرم عشقم
» به یاد شهدای غواص
» حرفای دلم
» بازی من و خدا .....
» گناه نکنیم
» خدای خوبم ؛ ممنونم ازت
» چند تا دعا توی یه آیه
» هر ثانیه مدیونتم

Design By : RoozGozar.com