هـــیـس !

برای رسیدن به خـــدا ؛ مردونه بـــا شیـــطان بجــــنگ

وسط  این دقایق پر از  آرامش که داره میگذره  فقط  واقعا بارون رو کم داشتم با این صدای  قشنگ و آروم و آشنا 

سلام  به خدای  خوبم .... عشق صبورم  و همدم تموم  ثانیه هام 

خودت، فقط  خودت خدا ؛ میدونی که چه آرامشی به لحظه هام دادی  

بازم فرصت دادی بهم با این تفاوت ک ایندفعه یه خرده عاقلتر شدم و فکر کردم و تصمیم درست گرفتم و نتیجه اش شد اینهمه آرامش برا ثانیه هام  

چجوری ازت تشکر کنم  خدا 

چجوری قدر ات رو بدونم و مراقب خودم باشم که دست از  پا خطا نکنم 

واقعا دلم نمیخواد این ارامش  قشنگ رو با بی عقلی ها و بی گدار به اب زدنام  از دست بدم ؛

خودت لطف کن مراقبم باش عشقم  

22 دی 1395 ...تاریخ امروز و دی ماهی که داره برام خوب میگذره ، اذری که بد گذروندمش ، آبانی که مراقب دلم نبودم ولی بزار بهمن و اسفندم همینجوری آروم بگذره...بهش نیاز دارم  واقعا 

 بیحوصلگی هامم میزارم به حساب  اون دلیل کوفتی که  برا اونم تو راه حل داری  

خداجونم  قربونت برم  من .. ممنونم که تو تنهاییام هستی و تنهام نمیزارم 

ممنونم که برام نور راهی 

یواشکی مراقبم باش

دوستت دااااااااارم

 

نوشته شده در ٢٢ دی ۱۳٩٥ساعت ٩:٤٧ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

خدا جونم 

ازت دور شدم !

لعنت بر شیطون ک انقده حسوده به ارتباط ما 

و به چیزای دیگه نزدیک! 

میشه لطفاً اونارو دور کنی ازم 

و 

خودت رو نزدیک بهم؟ 

خواهش  میکنم ... دلم  میخوادت ! 

 

نوشته شده در ٢٦ آذر ۱۳٩٥ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

من باید چیکار کنم  و چجوری بندگی کنم که  جبران اینهمه خدایی کردنت برام بشه 

باورم نمیشه ... لعنت بر شیطون انگار  خدارو دست کم گرفتم 

اون  بخواد به یه نگاهی همه چی حلّه 

خدا جون چجوری بگم عاشقتم..چجوری بگم که چقدددددددددد آرومم این روزا و شبا

به فاصله یک هفته دوبار منو به دعام و دلخواسته ام  رسوندی  

خدایا  فقط  عاشقتم....  هرلحظه هستی  ....  کنارمی

ممنونم هم اتاقیه  صبور و مهربونم 

الــــــهی شکــــــــر

نوشته شده در ۱٩ آبان ۱۳٩٥ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

سلام خلوت یه نفره ی من.... 

دلم گرفته خدا...دلم از خودم و کارام گرفته.از خودم شاکی ام.دارم ب خودم و نفسم و قلبم خیانت میکنم.خداجونم من خیلی ضعیفم.با کوچکترین اشاره شیطان رجیم از راه ب در میشم.خدایا چرا کمکم نمیکنی.تو ک میدونی من ضعیفم.تو که میدونی من قدرت انجام ندادن بعضی گناها رو ندارم.خدایا تو لااقل عقب نشینی نکن از من.دستمو بگیر.نجاتم بده.دارم میرم تو منجلاب .اگه من امروز و فردا بمیرم با اینهمه تنهایی و تاریکی و عذاب چکار کنم.خدایا تنها چیزی ک مونده برام امید به خودته.امید به نگاه و نجاتت.امید به اینکه برمیگردونی منو ب اون روزای دوتاییمون.خدایا دلم تنگ شده برات.بزار تنهاییمو دوباره پیدا کنم.لعنت ب من و اسباب اینهمه گناه و نفس و ضعیفم

خداجونم

یا حضرت ابوالفضل....یا حسین....یا امام رضا....یا حضرت فاطمه زهرا

یا امام زمان حاضر و ناظر 

داداشی سعید

من شرمنده شمام.... بخدا قسم روم نمیشه اسمتونو صدا کنم

واسم دعا کنید.... واسم جمع شدن دوبارمون دعا کنید

دلم برا اون روزا تنگ شده 

دعام کنید 

نوشته شده در ۱٠ آبان ۱۳٩٥ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

سلام

خدایا شکرت برای اینکه امسال هم توفیق داشتم کنار خانواده  ام  شب  قدر  رو احیا کنم و  یکبار  دیگه  برای  چندصد هزارمین بار  اشتباهاتم رو بهم یاداوری  کردی  و  فرصت  عذرخواهی رو برام فراهم کردی .... الحمدلله شکراً شکراً و حمداً

 

امشب  اعصابم الکی,بی علت ریخته بود  به هم . تازه نیم ساعته یه کم آروم شدم

نماز  مغرب رو دیر  خوندم ... قضا شد حتی - متاسفم برا خوابالو بودنم

سهم قران امروزم رو بخونم بهترم هم میشم حتما

 برا همین کاهلی هاست همیشه  , نماز رو دیر بخونم و سر قرارهام دیر برم خنثی

ببخش  خدای کریم و ستار من

 

یه  منبع آرامش  جدید پیدا کردم ؛ آیینه

شده تا حالا بشینید روبروی خودتون و با خودتون درد و دل  کنید با این پیش فرض  که مخاطب خاص  خداست و خودت

من چند دفعه ای  اینکارو کردم و یه عالمه حس خوب گرفتم و سبک شدم .

دوست جدیدم شده این آیینه ی  اتاقم  و وقت دلتنگی  هرجا که باشم  به آیینه فکر میکنم و  حرف زدن باهاش (ینی با خودم و خدا )

خیلی خوبه ها

راستی این  تصویر رو ببین ؛ خیلی  درسته .... واقعا همینه ... امتحانش کن

نوشته شده در ۱٠ تیر ۱۳٩٥ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

روی  اخرین  پله ی حیاط نشستم

چشمم تو چشم ماه بود

عکس  ماه کامل افتاد تو چشمای خیسم

اخ چقد حس  قشنگی رو تجربه کردم نیمه ی ماه رمضون

خدارو میشه حس  کرد با تمام وجود

ای کاش  ای کاش  ای کاش  انقد زندگیم و برنامه هاش منظم بود که هر شب  یه ساعت خاص باهاش قرار میزاشتم برای دوکلمه حرف دل  .... برای  سبک شدن .... برای  انرژی مثبت گرفتن

خدای خوبم تا همینجا هم ازت ممنونم.الحمدلله

میبوسمت

تولد حضرت امام حسن مجتبی ، امام باکرامت ، مبارک
مبارک به حضرت زهرا برای مادرشدنش و حضرت علی برای پدرشدنش

نوشته شده در ۱ تیر ۱۳٩٥ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

وقت اذان صبح یا اذان مغرب بدجوری هوایی  میشم. حس میکنم تو این دنیا غریبم.

من مسافرم

امروز یا فردا یا فرداهای  دیگه 

دیروز  داشتم فکر میکردم به نماز خوندن و روزه گرفتن و کارای خوب  انجام دادن و  هرکار این دنیا که مارو به خدا نزدیک میکنه و فقط  و فقط یه راه حل براش پیدا کردم و اونم این بود که اگر فکر کنیم امروز  روز  آخر زندگیه ماست و این اخرین نمازم هست ، اخرین روز  روزه گرفتن و عبادت و خلوت با خداست  اونوقت میتونیم خیلی  خیلی  خیلی  با دل و عشق و جون  بریم تو بغل خدا . از  نمازمون و هرکاری ک داریم انجامش  میدیم لذت واقعی ببریم

وقتی فکر کنم امروز آخرین روز زندگیمه ، حتما دروغ نمیگم ؛ حتما کارایی مث  اینکه کسی رو اذیت نمیکنم ؛ یا غیبت و مسخره و تهمت  رو  انجام نمیدم 

و حتما حتما از امروزی که توش هستم بهترین و قشنگ ترین و عاشقانه ترین لذت ها رو می برم

یه کم به این جمله ها عمیق تر فکر کنیم!

خدای خوب و بزرگم , ممکنه هر روز ، روز آخر زندگیم  باشه ، بزار درست و درمون  بندگیتو کنم

کوچیکتم و عاشقت

 

بهم لذت خلوت عاشقانه با خودت رو عطا کن

و

هر کی  گم ات کرده ، نور  وجودت رو بزار جلوی  پاش و راه درست رو نشونش بده

به خاطر بسپاریم همراهی  خدا با انسان مثل نفس کشیدن است

آرام
بی صدا
همیشگی
...

:beginn

نوشته شده در ۳٠ خرداد ۱۳٩٥ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |

امروز آوا و  رنگ همه چی برام متفاوت بود
صدای  گنجشکا و  رنگ گل و  برگای درخت و شکوفه ها ، صدای  روخونه و  خنکای هوا  و نور جانانه ی خورشید و لبخند برادر و مهر پدر و مادر  و شور  قلب  کوچیک من 

همه چیز  متفاوت بود 

چون 

امروز 16 اردیبهشت بود ... و  تولـــــدم 

قشنگی هاش  نیومده و نداشته  هم برام تداعی کننده ی عالیترین روز زندگیمه  و همین کافیه

دنبال خدا  میگردم ...بیشتر از قبل

چون فقط  خدا از  آآآآآخرین اشتباهات من در  آخرین  ساعت های  قبل از تولدم  ، خبر داره  و شرمندشم

خداجونم..... قربون مهربونیات بشم... چقدددد دوستت دارم ..الهی شکر

خبر داری امروز یه گوشه دیگه از  این دنیا  ، چه خبر بود و  چه چنگی  میندازه یاداوریش  به قلبم  ؟پس آرومم کن !
نوبت منم خواهد شد هر وقت تو بخوای  ... 

خدا جونم کمکم کن  که درست بشم ....  درررررست  (تنها کلمه ای  که  به ذهنم میاد برا خودم )

نوشته شده در ۱٧ اردیبهشت ۱۳٩٥ساعت ۳:٢۳ ‎ق.ظ توسط سیده سعیـــــده نظرات () |


آخرين مطالب
» یواشکی مراقبم باش
» دور شدم
» تــــــــو هســــــــــتی خــــدا
» فقط باتو...عشقم
» هر شب دو دقیقه با خدا حرف بزن / معرفی دوست جدیدم
» خدایا شکــــرت
» امروز ، اولین روز از بقیه زندگیه منه
» تولدمه
» خداجونم دوستت دارم. ممنونم ازت
» سال تـــــــو مبارک

Design By : RoozGozar.com